"عاشق به معشوق نرسیده"
اِنـصـــآفــــ نـیـستــــــ
کــه دُنـیــآ آنـقـَـدر کـوچَـکـــــ بـآشـَــد
کــه آدَمـ هــآی تـکـرآری رآ روزی صـَـد بــآر بــِبـیـنــی
و آنـقـَـدر بـُزرگــــــ بــآشَــد
کــه نـَتـَـوآنـی آن کَـسـی رآ کـه دلـَتـــــ مـیـخواهــَـد،
حـَـتــی یـِکــــ بــآر بـبــیـنــــی...!!
کــه دُنـیــآ آنـقـَـدر کـوچَـکـــــ بـآشـَــد
کــه آدَمـ هــآی تـکـرآری رآ روزی صـَـد بــآر بــِبـیـنــی
و آنـقـَـدر بـُزرگــــــ بــآشَــد
کــه نـَتـَـوآنـی آن کَـسـی رآ کـه دلـَتـــــ مـیـخواهــَـد،
حـَـتــی یـِکــــ بــآر بـبــیـنــــی...!!
گاهی دلم می گیرد
از آدم هایی كه در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم
فریبت میدهند
دلم میگیرد از خورشیدی كه گرم نمی كند
و نوری كه تاریكی میدهد
ازكلماتی كه چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند
دلم می گیرد
از سردی...
چندش آور دستی كه دستت را می فشارد
و نگاهی كه به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند
از دوستی كه برایت هدیه
دوبال برای پریدن می آورد
و بعد...
پرواز را با منفورترین كلمات دنیا معنی می كند
دلم می گیرد از چشم امید داشتنم به این
همه هیچ..
گاهی حتی از خودم هم دلم میگیرد ...
از آدم هایی كه در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم
فریبت میدهند
دلم میگیرد از خورشیدی كه گرم نمی كند
و نوری كه تاریكی میدهد
ازكلماتی كه چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند
دلم می گیرد
از سردی...
چندش آور دستی كه دستت را می فشارد
و نگاهی كه به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند
از دوستی كه برایت هدیه
دوبال برای پریدن می آورد
و بعد...
پرواز را با منفورترین كلمات دنیا معنی می كند
دلم می گیرد از چشم امید داشتنم به این
همه هیچ..
گاهی حتی از خودم هم دلم میگیرد ...
این روزها نه دل و دماغی ست نه دستی برای نگاشتن..
دعایم کنید..
دعایم کنید..
میان "تنها" و "تن ها" فاصله ای کوتاه است.... ،
این فاصله را عشق پر می کند.
این فاصله را عشق پر می کند.
خسته ام از این حجم تنهایی
.
.
از این سردرگمی
.
نمیدانم به کدام سو باید رفت
هر طرف که بروم هستی دور نمیشوی اما نزدیک هم نیستی...
.
.
از این سردرگمی
.
نمیدانم به کدام سو باید رفت
هر طرف که بروم هستی دور نمیشوی اما نزدیک هم نیستی...
عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد !
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود…!
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد !
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود…!
به همان سادگی
که کلاغ سالخورده
با نخستین سوت قطار
...
سقف واگن متروک را
ترک می گوید
دل ،
دیگر
در جای خود نیست
به همین سادگی !
که کلاغ سالخورده
با نخستین سوت قطار
...
سقف واگن متروک را
ترک می گوید
دل ،
دیگر
در جای خود نیست
به همین سادگی !
قاصدک دلم عجیـــب هوای پــریدن دارد!
ـ یک *فـــوت* مهمانِ تو! ـ
نه...!
صبر کن..!!
..انگار نگاه ِتو کافیست...!!!
ـ نگاهش که میکنی ـ
ساده میپرد...!!!
تو نگاه کن...
خودش راه رسیدن را خـــوب میشناسد.....!!
ـ یک *فـــوت* مهمانِ تو! ـ
نه...!
صبر کن..!!
..انگار نگاه ِتو کافیست...!!!
ـ نگاهش که میکنی ـ
ساده میپرد...!!!
تو نگاه کن...
خودش راه رسیدن را خـــوب میشناسد.....!!
هفتـــــ سیــن ِ امســال را چیــده ام :
1. سالــی که بــی تـــو گذشتــــ ...
2.ساعتی که نبودنت را ثانیه به ثانیه به رخ کشید ...
3. سنگدلی هایتــــ ...
4. سردرگمـــی هایمـ ...
5.سکوت سرد ...
6. سیگار ...
7....
سه نقطه یعنی...
اَه...
جای سگـــرمه هایتـــــ خالی مانده......
1. سالــی که بــی تـــو گذشتــــ ...
2.ساعتی که نبودنت را ثانیه به ثانیه به رخ کشید ...
3. سنگدلی هایتــــ ...
4. سردرگمـــی هایمـ ...
5.سکوت سرد ...
6. سیگار ...
7....
سه نقطه یعنی...
اَه...
جای سگـــرمه هایتـــــ خالی مانده......
بی تو... سیگار اولین سین سفره ی هفت سین من شده است.
بهار آمده است تا پُشتِ در، اما
داخل نمیشود
تو که رفته ای
دیگر دلیلی برای آمدن بهار وجود ندارد...
داخل نمیشود
تو که رفته ای
دیگر دلیلی برای آمدن بهار وجود ندارد...
کــــاش بـرایــم کمـی حرفــــــــ مـی زدی!
ایـن روزهـا دلـــم صـدای تـــو را کـم دارد...
صــدای پـــای بهــــار شنیــده مـی شـــود
امـا دل مـن بهـاری جـداگـانـه مـی خـواهد!
ایـن روزهـا دلـــم صـدای تـــو را کـم دارد...
صــدای پـــای بهــــار شنیــده مـی شـــود
امـا دل مـن بهـاری جـداگـانـه مـی خـواهد!
كاشـــكی تو را به من عیــــــــــــــــــــدی میدادند ...
کاش عید برای همه عید بود...
یکساله دیگه به نبودت اضافه شد...
من تورو کمبود دارم...
دوست ندارم سال بدون تو نو بشه...
استرس دارم...
دلشوره دارم...
کاش...
کاش...
کاش...
کاش...
کاش بودی ...
.
.
کاش مانده بودی ...
لعنت به این روزگار...
... کاش ای کاش نبود...
من تورو کمبود دارم...
دوست ندارم سال بدون تو نو بشه...
استرس دارم...
دلشوره دارم...
کاش...
کاش...
کاش...
کاش...
کاش بودی ...
.
.
کاش مانده بودی ...
لعنت به این روزگار...
... کاش ای کاش نبود...
ثـانـیـه ها,
دقیـقه ها,
ساعت ها,
روز هـــــــا,
مـــــاه هـا,
ســـال هـا,
...داره میگذره
بدون اینکه بفهمی چی به من گذشت...
دقیـقه ها,
ساعت ها,
روز هـــــــا,
مـــــاه هـا,
ســـال هـا,
...داره میگذره
بدون اینکه بفهمی چی به من گذشت...
ساعت 9 دم در خواهم گذاشت!!
من برای خودم مینویسم، تو برای خودت بخوان...
من حرف دلم را مینویسم، تو حرف دلت را بخوان...
من برای عشق مینویسم، تو برای معشوقهایت بخوان!
من حرف دلم را مینویسم، تو حرف دلت را بخوان...
من برای عشق مینویسم، تو برای معشوقهایت بخوان!
که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "ما"!
می بینی قصه ی عشقمان!
فاتحه ی دستور زبان را خوانده است...
| Template By : Pichak |
تبلیغات 